على اصغر شميم
510
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
خواهند بود و در قوانين اسلام محفوظ و اجرا خواهد شد و ناامنى و اغتشاشات انجمنها محو خواهد شد و مردم در ظل عنايت و مرحمت ما راحت خواهند شد . اين است كه به شما حكم مىكنم كه قانون انتخابى و قانون مملكتى موافق شرع ترتيب داده براى اول شوال حاضر نمايند تا اينكه هردو مجلس منعقد گردد تا تمام مردم تكليف خود را شناخته از حدود خود تجاوز نكنند . ليكن ياغيان تبريز طورى مقصرند كه دولت نمىتواند از تقصير آن اراذل بگذرد . اين است كه به همه اعلان مىشود كه تا سر مدتى كه نظم در تبريز برقرار نشود و ياغيان قلع و قمع نشوند و اهالى آن شهر از شرّ آنها خلاص نشوند ، تبريز از حكم اين دستخط خارج است . 27 شعبان 1326 محمد على شاه قاجار « 1 » » . محمد على شاه اين دستخط را صادر كرد و در حقيقت مايل بود مجلسى فرمايشى و همانطور كه خود او در دستخط تصريح كرده ، صددرصد از ملاهاى دربارى و اشراف و مرتجعين و طرفداران استبداد تشكيل بدهد تا بتواند مقاصد پليد خود و از آن جمله استقراض از بيگانگان را به وسيلهى آن مجلس پيش ببرد . در برابر تقاضاى قرضه از ممالكى چون انگليس و فرانسه و بلژيك كه سعد الدوله واسطهى آن بود ، مليون و مشروطهخواهان و انجمنهاى ملى به وسيلهى نامه و تلگراف اعتراض خود را به گوش جهانيان رسانيدند كه در مطبوعات و محافل ملى غالب ممالك جهان منعكس گرديد و محمد على شاه كه در برابر پايدارى آذربايجان و قيام مجاهدان گيلان و فعاليت و صفآرايى ايل بختيارى و مجاهدان فارس و اصفهان و همدان و قزوين و باختران سخت درمانده و از بىپولى در مضيقه بود ، دست به يك مانور خائنانهى جديد زد و ملاها و آخوندهاى مرتجع را برانگيخت تا حكم به تحريم مشروطه را صادر كنند « 2 » . در رأس اين طبقه از ملاها و مجتهدين حاجى شيخ فضل اللّه نورى و حاجى سيد ابو القاسم امام جمعه و ظهير الاسلام قرار داشتند و در عريضهى خود كه به خاك پاى جواهرآساى بندگان اعليحضرت اسلاميان پناه تقديم داشتند ، متفق الكلمه مجلس شوراى ملى را منافى با قواعد اسلام دانستند و محمد على شاه براى تكميل نقشهى خود به وسيلهى ايادى خويش جمعى از
--> ( 1 ) - « تاريخ انقلاب مشروطيت ايران » ، نگارش دكتر ملكزاده ، جلد چهارم ، ص 192 و 193 . ( 2 ) - اينكه امثال شادروان شيخ فضل اللّه نورى حكم به تحريم مشروطه داشتند دليل به ارتجاعى بودن آنها نيست چه مثلا مرحوم شيخ فضل اللّه مخالف مشروطهاى بود كه به دامن اجانب افتاده بود و لذا تز مشروطه را عنوان كرد . از اين گذشته دليل تاريخى كافى وجود ندارد كه شادروان شيخ فضل اللّه به تحريك محمد على شاه حكم به تحريم مشروطه كرده باشد .